يكجا نشين

متن مرتبط با «ابراهیم» در سایت يكجا نشين نوشته شده است

تفسیر سوره ابراهیم 05 (372)

  • نیلوبلاگ

    النوبة الثالثة«وَ أُدْخِلَ الَّذِینَ آمَنُوا» معنى آنست كه مؤمنان و دوستان را فردا به بهشت فرود آرند در آن سراى پیروزى و نعیم باقى و ملك جاودانى، امّا ظاهر لفظ ادخل آنست كه این حكم راندند روز اوّل در عهد ازل و مؤمنان را آن ر...

    ادامه مطلب
  • تفسیر سوره ابراهیم 06 (373)

  • نیلوبلاگ

    «وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ» ابراهیم گفت خداوند من «اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً» این شهر شهرى بى بیم كن، «وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ» و دور دار مرا و پسران مرا، «أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ (35)» كه بتان را پرستیم.«رَبِّ» خ...

    ادامه مطلب
  • تفسیر سوره ابراهیم 07 (374)

  • نیلوبلاگ

    ابراهیم (ع) درین آیت از حق دو چیز خواست: یكى امن مكّه از استیلاء دشمن، دیگر امن دل از غلبه سلطان هوا، گفت بار خدایا این شهر مكه را حرمى گردان ایمن كه هیچ جبّارى را بر آن دست نبود و هیچ كس را درو ترس نبود، رب العالمین دعاء وى اجابت كرد و آن را حرمى سا...

    ادامه مطلب
  • تفسیر سوره ابراهیم 01 (368)

  • نیلوبلاگ

    «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ» اى محمد این چراغ قرآن كه در دست تو است افروزنده آن مائیم، راهبر بوى آن كس بود كه ما خواهیم.بزرگان دین گفتند نشان راه بردن بوى پنج چیز است: اوّل آنك ...

    ادامه مطلب
  • چرا به حضرت ابراهیم خلیل الله گفتند ؟!

  • نیلوبلاگ

    ... وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلًا ... و خدا ابراهیم را دوست گرفت (نساء - 125) ابن عباس گفت: ابراهیم مهماندار بود، خانه بر سر راه داشتى، تا هر كسى كه بر وى گذشتى، وى را مهمان كردى.پس یك سال مردمان را قحط رسید، از ابراهیم طعام طلب كردند، و ابراهیم را عادت بود كه هر سال بار از مصر آوردى، از نزدیك دوستى كه در مصر داشت. غلامان را و شتران را فرستاد نزدیك وى، بار خواست، و بار نبود آن سال، كه ایشان را هم قحط رسیده بود.شتران را تهى باز گردانیدند، تا بهامونى رسیدند كه پر از ریگ بود، آن چاكران ا...

    ادامه مطلب
  • چرا به حضرت ابراهیم خلیل الله گفتند ؟!

  • نیلوبلاگ

    ... وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلًا ... و خدا ابراهیم را دوست گرفت (نساء - 125) ابن عباس گفت: ابراهیم مهماندار بود، خانه بر سر راه داشتى، تا هر كسى كه بر وى گذشتى، وى را مهمان كردى.پس یك سال مردمان را قحط رسید، از ابراهیم طعام طلب كردند، و ابراهیم را عادت بود كه هر سال بار از مصر آوردى، از نزدیك دوستى كه در مصر داشت. غلامان را و شتران را فرستاد نزدیك وى، بار خواست، و بار نبود آن سال، كه ایشان را هم قحط رسیده بود.شتران را تهى باز گردانیدند، تا بهامونى رسیدند كه پر از ریگ بود، آن چاكران ا...

    ادامه مطلب