«رَبِّ» خداوند من، «إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِیراً مِنَ النَّاسِ» این بتان فراوان از مردمان بى راه كردند، «فَمَنْ تَبِعَنِی» هر كه بر پى من بیاید، «فَإِنَّهُ مِنِّی» او از منست، «وَ مَنْ عَصانِی» و هر كه در من عاصى شود، «فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (36)» تو خداوندى عیب پوشى آمرزگار، بخشاینده اى مهربان و قادرى كه راه نمایى تا آمرزى و بخشایى.
«رَبَّنا» خداوند ما، «إِنِّی أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی» من بنشاندم فرزند خویش را، «بِوادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ» بهامونى بى بر، «عِنْدَ بَیْتِكَ الْمُحَرَّمِ» بنزدیك خانه تو، خانه اى با آزرم كرده بزرگ داشته، «رَبَّنا» خداوند ما، «لِیُقِیمُوا الصَّلاةَ» تا نماز بپاى دارند، «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ» دل قومى از مردمان چنان كن، «تَهْوِی إِلَیْهِمْ» كه مى شتابد باین خانه و بایشان، «وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ» و روزى كن ایشان را از میوه ها، «لَعَلَّهُمْ یَشْكُرُونَ (27)» مگر سپاس دار باشند ترا.
«رَبَّنا» خداوند ما، «إِنَّكَ تَعْلَمُ» مى دانى تو، «ما نُخْفِی» آنچ در دل مى داریم، «وَ ما نُعْلِنُ» و آنچ مى نمائیم، «وَ ما یَخْفى عَلَى اللَّهِ مِنْ شَیْ ءٍ» و پوشیده نیاید بر خداى هیچیز، «فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ (38)» نه در زمین و نه در آسمان.
«الْحَمْدُ لِلَّهِ» ستایش آن خداى را، «الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَى الْكِبَرِ» كه مرا داد بر سر پیرى، «إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ» اسماعیل و اسحاق، «إِنَّ رَبِّی لَسَمِیعُ الدُّعاءِ (39)» خداوند من شنونده دعاست براستى.
«رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاةِ» خداوند من مرا نماز گرى هنگام كوشیده كن، «وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی» و فرزندان من، «رَبَّنا» خداوند ما، «وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ (40)» و بپذیر دعاى من.
«رَبَّنَا» خداوند ما، «اغْفِرْ لِی وَ لِوالِدَیَّ» بیامرز مرا و پدر و مادر مرا، «وَ لِلْمُؤْمِنِینَ» و گرویدگان را همه، «یَوْمَ یَقُومُ الْحِسابُ (41)» آن روز كه شمار بر سر خلق بپاى شود.
«وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا» و مپندار رسول من كه اللَّه ناآگاهست، «عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ» از آنچ ستمكاران مى كنند، «إِنَّما یُؤَخِّرُهُمْ» كه او ایشان را مى باز دارد، «لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فِیهِ الْأَبْصارُ (42)» روزى كه چشمها در آن روز بر هوا داشته .
«مُهْطِعِینَ» شتابندگان، «مُقْنِعِی رُؤُسِهِمْ» سرهاشان بر بالا داشته، «لا یَرْتَدُّ إِلَیْهِمْ طَرْفُهُمْ» نگرستن ایشان از آن جاى كه مى نگرند با ایشان نیابد، «وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَواءٌ (43)» و دلهاى ایشان نهى.
«وَ أَنْذِرِ النَّاسَ» و بترسان مردمان را، «یَوْمَ یَأْتِیهِمُ الْعَذابُ» از روزى كه مرگ بایشان رسد، «فَیَقُولُ الَّذِینَ ظَلَمُوا» ناگرویدگان گویند، «رَبَّنا» خداوند ما، «أَخِّرْنا إِلى أَجَلٍ قَرِیبٍ» با پس مدار ما را تا درنگى و هنگامى نزدیك، «نُجِبْ دَعْوَتَكَ» تا پاسخ كنیم با توحید خواندن ترا، «وَ نَتَّبِعِ الرُّسُلَ» و پى بریم رسولان ترا، «أَ وَ لَمْ تَكُونُوا أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ» ایشان را گویند نه سوگندان مى خوردید از پیش، «ما لَكُمْ مِنْ زَوالٍ (44)» كه شما را از مرگى بزندگانى گشتن نیست.
«وَ سَكَنْتُمْ فِی مَساكِنِ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» و در نشستگاههاى ستمكاران و بدان نشستید، «وَ تَبَیَّنَ لَكُمْ» و پیدا شده شما را، «كَیْفَ فَعَلْنا بِهِمْ» كه با ایشان چه كردیم، «وَ ضَرَبْنا لَكُمُ الْأَمْثالَ (45)» و شما را بایشان مثلها زدیم.
«وَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ» و همه كوششها بكوشیدند، «وَ عِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ» و جزاء مكر ایشان نزدیك خداست، «وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ» و نبود كوشش ایشان، «لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ (46)» مگر آن را تا كوه جنبد آن را از جاى.
«فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ» پس مپندار كه اللَّه، «مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ» كژ كننده وعده رسولان خویش است، «إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ» اللَّه تاونده است با هر كاونده، «ذُو انتِقامٍ (47)» از دشمنان كین ستاننده.
«یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ» آن روز كه بدل كنند زمین را بزمین دیگر، «وَ السَّماواتُ» و آسمانها را بآسمانهاى دیگر، «وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ (48)» و بیرون آیند فرمان خداى را كه یكتاست، همه را فرو شكننده و كم آورنده.
«وَ تَرَى الْمُجْرِمِینَ یَوْمَئِذٍ» و كافران را بینى آن روز، «مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفادِ (49)» با هم بسته در بندها.
«سَرابِیلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ» پوششها و پیراهنهاى ایشان از قطران سیاه گندا «وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ (50)» و آتش در رویهاى ایشان مى پیچیده.
«لِیَجْزِیَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ» آن را تا پاداش دهد اللَّه هر تنى را ازیشان بآنچ مى كرد، «إِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسابِ (51)» اللَّه زود توانست و زود شمار.
«هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ» این باز نمودنى است و
پند دادنى مردمان را، «وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ» تا بیم نمایند و آگاه كنند
ایشان را بآن، «وَ لِیَعْلَمُوا أَنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ» و تا بداند كه
او خدایى است یكتا، «وَ لِیَذَّكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ (52)» و تا در
یاد دارد و پند گیرد زیركان و خداوندان خرد.
ما را در سایت يكجا نشين دنبال میکنید
برچسب: ابراهیم, نویسنده: استخدام کار بازدید: 162