ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:باز تعریف مبناها : باید به بازتعریف فروض اساسی عمومی بپردازیم !
اتکاء و اعتماد جامعه به افراد , جامعه و افراد را فقیر در معرض خطر و تهدید قرار میدهد .
چشم انتظار مردان قیام کننده سر هر قرنی مستی زاست .
خود آماده کن , آن منتظر در درجه ای عالی است , تو باید اقل شرائط را داشته باشی .
برای رسیدن به این اقل شرائط میتوانی « سر هر قرنی » را به « سر هر سالی » کوتاه کنی ! سر هر قرنی , معیار کف و حداقلی است که خواهد آمد !... اما چرا باید به حداقل قانع شد ؟!!
کارکرد ذهن را باید دقیقتر بشناسیم . مرز تعادل , بهینه گی ذهن ( و هر چیز دیگری را ) باید تعریف و تبیین و تدوین کنیم.
آکبند داشتن داشته ها ؛ استفاده از درصدهای بسیار کم ظرفیت ها , خسرانی است که ادیبان گاهی - نه از سر غلط گویی یا غلط انگاری , بل از سر قرینه سازی معکوس که معادل و مترداف میگیرند - مردم را باشتباه می اندازند .
وقتی میگویند پنج درصد استفاده شده , این غلط نیست ولی بهتر نیست که بگوئیم که 95 درصد استفاده نشده است !وقتی عامل مهمی مانند زمان را در محاسبات نادیده بنگریم , دیدگاه ایستا و غیردینامیک خواهیم داشت .
هزینه فرصتهای از دست رفته نیز عین خسران است . پس باز تعریف مبناها ضرورتی خاص دارد !
هوش هیجانی : من دارم هیجانی مینویسم . تراوش آبشارگونه ایده ها هم بدخطی و عجله و هم ثبت بی نظم برای عدم فراموشی را در کارم باعث شده است . این خاصیت هوش هیجانی تحریک شده است که بجایش عالی هم هست ولی برای استمرار باید بهینه گی را دید ... ! ( تنظیم برای وب فروغ زارع)
مطالبی دیگر :
توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد
يكجا نشين...
ما را در سایت يكجا نشين دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 162 تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1395 ساعت: 23:51