سید حسن نصرالله حذف شدنی نیست

خرید بک لینک

وقتی اسرائیل میگوید ما با لبنان وارد جنگ خواهیم شد و این کشور را ۵۰ یا ۳۰۰ سال به عقب برخواهیم گرداند ما نیز حق داریم اگر اسرائیل جنگی را علیه کشور ما آغاز کرد بدون خط قرمز با او وارد جنگ شویم.
گویی اسرائیل از سوی نظامهای عربی تضمین یا به آنها حسن ظن داشته است که شهرهایش را با موشک نمیزنند، زیرا داخل شهرهایش کارخانهها، مراکز تحقیقات، انبارها و نیروگاههای پتروشیمیایی، بیولوژیکی و هستهای ساخته است و اگر ما اینها را بزنیم تمام اسرائیل از بین میرود. وقتی نظامهای عربی نیروی هوایی و موشکهای بسیار قوی در اختیار دارند و باز هم اسرائیل این مراکز را داخل شهرها بنا میکند، تحلیل بنده چیزی غیر از ضمانت نیست.

در ظاهر از شب آتش بس جنگ سی و سه روزه تا امروز جنگی در کار نبوده است اما در سطح کسب آمادگی و مسائل امنیتی همواره جنگ در جریان است. این وقاحت است که نتانیاهو حق داشته باشد به صورت علنی سلاح هستهای داشته باشد اما ما نتوانیم تسلیحات دفاعی داشته باشیم و سلاحهایمان از بین برنده ی توازن تلقی شوند.

عبارت درگیری میان دو جنگ به تازگی وارد ادبیات سران اسرائیل شده است. اسرائیل فکر میکند اگر چند هدف مشخص زیربنایی یا انسانی را در لبنان بزند و اعلام کند که قصد ورود به جنگ را ندارد، ممکن است مقاومت نیز به زدن چند هدف بسنده کند و از این طریق هزینه و فایدهی درگیری قابل قبول شود. ما هیچ چهارچوب این چنینی را نمی پذیریم و تأکید میکنیم چنین تجاوزهایی ممکن است با هرگونه پاسخی مواجه شود. چه این که لبنان کشوری است که هر چیزی ممکن است در آن دچار تحولات غیرمترقبه شود.

از آزادسازی سال ۲۰۰۰ تا پیش از جنگ ۲۰۰۶ و سپس پس از ایام جنگ سی و سه روزه در سال ۲۰۰۶ تا امروز در خشکی و دریا تا حد خوبی امنیت داشتهایم و این به برکت خون شهیدان و سه گانهی ارتش، ملت و مقاومت بوده است. امروز از حکومت میخواهیم برای تجاوزهای هر روزه ی اسرائیل به آسمان لبنان فکری بکند اگر نه مقاومت مجبور میشود برای آن چاره ای بیاندیشد.

ما از کشور خودمان صحبت میکنیم و نگاه و مسئولیتمان روشن است. اگر تجاوزی به کشور ما صورت بگیرد این خود هم پیمانان ما هستند که تصمیم میگیرند چگونه رفتار کنند. ما کسی را ملزم نمیکنیم.

ما تبادل پیام مستقیم یا غیر مستقیمی با اسرائیل نداشته ایم. البته گاهی اسرائیل با حکومت لبنان وارد بحث شده است و نتایجش به گوش ما رسیده اما در هر صورت ما نه به تهدید اسرائیل اهمیتی میدهیم و نه به تضمینش، مسئولیت ما تقویت معادلهی ارتش، ملت و مقاومت است و در حال کار روی آن هستیم.

خط مقاومت در برابر اسرائیل شامل مقاومت لبنان، مقاومت فلسطین، سوریه، عراق، ایران، بخشی از ملتهای عربی و اسلامی و همهی آزادگان جهان است. اما نه خط مقاومت ادعا کردهاند که روسیه جزء این خط است و نه روسیه چنین ادعایی کرده است. روسیه در جهانِ تقریبا چندقطبی امروز یک قطب بزرگ است که ارتباطات خود را دارد. بله، روسیه به طول کلی در حوزهی عمل در پروندهی سوریه با ایران، سوریه و ما مرتبط و هماهنگ است.


ورود روسیه به سوریه غافلگیر کننده نبود. این مسئله ماهها میان رؤسای جمهور، رؤسای ستادهای مشترک، وزیران خارجه، وزیران دفاع و بالاترین سطوح تصمیمگیری ایران، روسیه و سوریه بحث شده بود و ما از آن مطلع بودیم. در برخی مراحل عراق نیز در بحثها حضور داشت. ما چون حکومت نیستیم در این بحثها حضور نداشتیم اما از سوی ایران و سوریه از ما مشورت گرفته شد و ما مشورت دادیم.

عقبنشینی بخش تقریبا زیادی از نیروهای روسیه از سوریه یک تدبیر اجرایی بود و تغییر استراتژیک نبود. بخش زیادی از نیروهای روسیه پس از سقوط هواپیمای روسی در ترکیه و به دلیل احتمال برخورد نظامی با ترکیه یا ناتو وارد سوریه شده بودند که با گذشت دو ماه و آرامش نسبی اوضاع دیگر نیازی به حضورشان نبود.

مذاکره در مورد سوریه به این معنا نیست که بگذاریم دشمنان آنچه را با جنگ نتوانستند بگیرند، با سیاست بگیرند. بلکه به این معناست که هیچ کشوری حق ندارد سرنوشت سوریه را تعیین کند بلکه خود سوریها باید با اشراف بین المللی به نوعی سازش داخلی برسند.

ترکیه بیش از سعودی در زمینهی سوریه خسارت دید به همین خاطر کینهاش با نوعی عقل آمیخته است و بیشتر کوتاه میآید. کسی که نمیگذارد مذاکرات سازش سوریه پیش برود سعودی است. شاید به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دل بستهاند تا شاید کسی بیاید که بتوانند با او مسیر متفاوتی را پیش ببرند. به همین خاطر فکر نمیکنم مذاکرات سیاسی پیش برود مگر اینکه آمریکاییها گروهشان را ساکت کنند.

چون تمام قطبهای اسلامی منطقه از بین رفتهاند یا به خود مشغولند، سعودی از هیمنهی مالی، رسانهای، فتوایی و تکفیری در میان کشورهای اسلامی برخوردار است. دستهبندی حزب الله به عنوان گروه تروریستی تصمیم آل سعود بود و کشورهای اسلامی ترجیح دادند به این دلیل با سعودی درگیر نشوند و برای خود مشکل ایجاد نکنند، طبیعتا جز کشورهایی که معادلات خود را داشتند مثل الجزایر، تونس، عراق و لبنان.

از سال ۲۰۰۵ پروژهی سعودی در لبنان، به حاکمیت رساندن یک گروه خاص و از بین بردن مقاومت است. سعودی تلاش کرد جنگ سی و سه روزه در موعدی که تمام شد تمام نشود. من نمیتوانم اطلاعات دقیق بدهم زیرا موجب تشنج داخلی میشود. همچنین پروژههای آنان در مورد عراق، سوریه، یمن و ایران شکست خورد. گرچه سعودی از ابتدای انقلاب ایران از هیچ تلاشی برای از بین بردن این نظام فروگذار نکرد اما مشکل سعودی فقط ایران نیست.

همهی جهان میدانند سعودی تمام تلاش خود را کرد تا ایران و پنج کشور به توافق نرسند. و پس از آن که به توافق رسیدند تمام تلاش خود را کرد و خواهد کرد که این توافق اجرایی نشود.

ما هیچ کس را در بحرین مسلح نکردیم، به هیچ کس آموزش نظامی ندادیم و هیچ هستهی امنیتی تشکیل ندادیم. اگر ما این کارها را کرده بودیم شرایط این نبود. امکان ندارد (ما) حزب الله جایی دخالت کنیم و بنده بیایم تکذیب کنم. حد اکثر سکوت میکنیم. ولی ما در بحرین هیچ دخالت نظامی نداشتیم. تمام توصیهمان به مردم پیروی از جنبش مسالمتآمیز و رهبری حکیمانه و علمایی آیت الله شیخ عیسی قاسم و دیگر علما بوده است.

ما از منادیان گفت و گو در سرتاسر منطقهی عربی و اسلامی میان همهی کشورها، دولتها، نیروهای سیاسی و احزاب هستیم و جلوی هیچ گفت و گویی را نمیگیریم. حضرت شیخ روحانی در اولین کنفرانس خبریاش گفت ما خواستار مذاکره با سعودی هستیم، برادر دکتر ظریف در کشورهای مختلف گفت ما خواستار گفت و گو با سعودی هستیم ولی آنها نپذیرفتند. اگر بخواهیم دلیل قابل قبولی بیابیم شاید چون در گفت و گو دست بالا ندارند. در هر صورت نظامی در این میان وجود دارد که آنچنان خشمگین و آشفته است که شبانه روز با حزب الله که تنها یک حزب سیاسی است در حال درگیری است.

ائتلافها و دوستیهای ما بر اساس مذهب، دین یا حتی خطوط فکری نیست و تنها سیاسی است. به همین خاطر بعضی نیروهای سیاسی ملیگرا، پانعرب یا راستگرای جهان عرب از برخی به ظاهر اسلامگرایان به ما نزدیکترند. وقتی سیاست موضعگیریها را آشفته میکند گاهی شاهد هستیم یک سکولار و یک اسلامگرا یک موضع میگیرند.

شرایط امنیتی ما اجازه نمیدهد دیدار علنی داشته باشیم ولی بنده پس از انتخاب حضرت شیخ روحانی به ریاست جمهوری توانستم به ایران بروم و با ایشان دیداری طولانی، خوب و عمیق داشته باشم.

من محمد حسنین هیکل را با مکتوباتش میشناختم. پس از شهادت پسرم هادی پیام تسلیت علنی داد و بعد از آن هر زمان به لبنان میآمد دیدار داشتیم. در اولین دیدارم با او هنوز ریشهایم کاملا سیاه بود و او سن پدرم را داشت و واقعا احساس کردم در حضور یک پدر مهربان هستم. پس از حضورمان در سوریه هم یکی از معدود بزرگانی بود که از این حضور و فایدهی آن دفاع میکرد.

مسئولیت و سرنوشت ما و برادران سوریمان یکی است. چه روسیه برود و چه بماند و چه مستشاران ایرانی بروند و چه بمانند ما در سوریه هستیم. ورود ما به سوریه به این خاطر بود که سوریه به دست داعش و النصره نیافتد و امروز نیز همچنان در راه همان هدف میجنگیم زیرا اگر سوریه از دست برود لبنان نیز از دست میرود. تفکیک این دو جبهه امکان ندارد. (منبع)

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 148 تاريخ: يکشنبه 12 ارديبهشت 1395 ساعت: 15:14

صفحه بندی