قرآن كریم گرچه نور است:
" یا أیّها الناس قد جاءكم برهان من ربّكم وأنزلنا إلیكم نوراً مبیناً "(١)،
" فَـامنوا بالله ورسوله والنور الذی أنزلنا "(٢)،
" واتّبعوا النور الذی أنزل معه "(٣)،
" قد جاءكم من الله نور وكتاب مبین"(٤)،
لیكن نوری است ثقیل و وزین، نه خفیف و سخیف:
" إنّا سنلقی علیك قولا ً ثقیلا ً "(٥).
از این رو برای دیدن چنین نور وزینی چارهای جز تحصیل بَصَر حدید و بینش عمیق علمی نیست؛ بلكه درباره قرآن كریم گفتهاند:
قرآن طلبكاری است كه هرگز وام او پرداخت نمیشود و غریبی است كه هیچگاه حق او ادا نخواهد شد:
" القرآن غریمٌ لا یُقْضی دَیْنُه وغریبٌ لا یُؤدّی حقُّه "؛
زیرا اوج معارف آن و عمق مطالب آن فقط ممسوس دست اندیشه تابناك معصومین (علیهمالسلام) است:
" إنّه لقران كریم * فی كتاب مكنون * لا یمسّه إلاّ المطهّرون "(٦).
از این جهت در تعریف مفهوم تفسیر قرآن، قیدِ "به قدر طاقت بشری " اخذ شده است. بنابراین، ضمن لزوم بصیر و بینا بودن مُفَسِّر لازم است برای بهرهوری بیشتر از معارف قرآن كریم به " مطهّرون " كه همان اهلبیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) هستند رجوع شود. {میتوانید اینجا را هم ببینید . توضیح : مدیر سایت ساری}
بر اساس آنچه تبیین شد، قرآن كریم اوّلا ً تفسیرپذیر است و ثانیاً تفسیر آن ضروری است.
تفسیرپذیری قرآن بدین جهت است كه از گزند " تفریطِ بداهتْ " منزّه و از آسیبِ " افراطِ تَعْمیه " مصون است؛ نه آن قدر ساده است كه نیازی به تحلیل مبادی تصوری و تصدیقی نداشته باشد و نه آن چنان پیچیده و مبهم است كه نظیر معمّا از قانونِ مفاهمه و فرهنگ گفتگو خارج باشد و در دسترس تفسیر قرار نگیرد.
قرآن كریم در عین نور بودنْ معارف بلند و ژرفی دارد كه آن را تفسیرپذیر میكند؛ زیرا نور بودن قرآن در مقابل ظلمت ابهام است، نه در برابر نظری و ژرف بودن تا نور بودن به معنای بدیهی بودن آن باشد و نیازی به تفسیر نداشته باشد.
....................
١ ـ سوره نساء، آیه 174.
٢ ـ سوره تغابن، آیه 8.
٣ ـ سوره اعراف، آیه 157.
٤ ـ سوره مائده، آیه 15.
٥ ـ سوره مزمّل، آیه 5.
٦ ـ سوره واقعه، آیات 77 ـ 79.
مأخذ: (تسنیم، ج ١، ص ٥٢)
يكجا نشين...ما را در سایت يكجا نشين دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 335