هر چه بآتش دهى عیب آن بنماید. سیم سره از ناسره پدید آرد. زر مغشوش از خالص پیدا كند.
باز خاك عیب پوش است. هر چه بوى دهى بپوشد، عیب ننماید.
و نیز آتش سبب قطع است، و خاك سبب وصل.
با آتش بریدن و كشتن است، با خاك پیوستن و داشتن است.
ابلیس از آتش بود لاجرم بگسست. آدم از خاك بود لا جرم پیوست.
و نیز طبع آتش تكبّر است برترى جوید، طبع خاك تواضع است فروترى خواهد.
برترى ابلیس را بدان آورد كه گفت أَنَا خَیْرٌ . فروترى آدم را بدان آورد كه گفت: رَبَنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا.
ابلیس گفت: من و گوهر من، آدم گفت: نه من بلكه خداى من.
توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد
ما را در سایت يكجا نشين دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 167