ج: شأن نزولهایی كه به صورت روایت نقل شده و دارای سند صحیح و معتبر است.
این گونه روایات در تبیین شأن و یا سبب نزول آیه حجیّت دارد، ولی همانگونه كه روایات تطبیقی شمول و گستره معنای آیه را محدود نمیكند، روایات شأن نزول نیز بیانگر مورد و مصداقی برای مفهوم كلی آیه است و هیچگاه مورد یك عام یا مطلق، مخصِّص یا مقیِّد آن نیست و این گونه روایات گرچه مایه كاهش عموم یا اطلاق نیست، لیكن راهگشای خوبی برای مفسر است تا آیه را به گونهای تفسیر كند كه با مورد خود هماهنگ و سازگار باشد.
تذكّر: شأن نزولهای ویژه، مانند آنچه در آیه تطهیر، مباهله، ولایت و... وارد شده، از بحث خارج است.
آیات قرآن كریم هرگز در محدوده سبب و شأن نزول خود محصور نمیشود و گرنه كتاب الهی، جهانی و جاودانه نخواهد بود:
" ولو أنّ الآیة إذا نزلت فى قوم ثم مات أولئك القوم ماتت الآیة لما بقى من القرآن شىء و لكن القرآن یجرى أوله علی آخره مادامت السماوات والأرض"(٢)،
بلكه به تعبیر حضرت امام باقر (علیهالسلام) همان گونه كه مهر فروزان و ماه تابان همواره روز و شب را روشن میكند و اختصاص به دورانی خاص ندارد، قرآن كریم نیز چنین نیست كه هدایت و تدبّر آن برای دورانهای گذشته بوده، برای عصر حاضر و اعصار بعد بهرهای جز تلاوت نداشته باشد:
" یجرى كما یجرى الشمس والقمر... یكون علی الأموات كما یكون علی الأحیاء "(٣).
در این سخن بلند، از باب تشبیه معقول به محسوس جاودانگی قرآن كریم به هماره درخشان بودن دو اختر پر فروغ آفتاب و ماه تشبیه شده است.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) درباره مصونیت قرآن كریم از گزند كهنگی و آسیب فرسایش میفرماید:
" لأن الله تبارك وتعالی لم یجعله لزمان دون زمان ولا لناس دون ناس فهو فى كل زمان جدید وعند كل قوم غضّ إلی یوم القیامة".(٤)
تذكّر:
1 ـ همان گونه كه برخی روایات تطبیقی بیانگر مورد خاص و مصداق منحصر آیه است، برخی روایات شأن نزول نیز مبیّن انحصار است؛ مانند شأن نزول آیه ولایت (سوره مائده، آیه 55)، آیه مباهله (سوره آلعمران، آیه 61) و آیه تطهیر (سوره احزاب، آیه 33).
2 ـ چون روایات تطبیقِ انحصاری و نیز احادیث شأن نزولِ منحصر، راجع به شخصیت حقوقی اهل ولایت و مباهله و تطـهیر است، با ارتحال اشخاص حقیقی آن ذواتِ مقدّس، آیاتِ مزبور نخواهد مرد و از بین نخواهد رفت.
..........
١ ـ تاریخ با حدیث دو فرق اساسی دارد: یكی اینكه متن حدیث سخن معصوم (علیه السلام) است و متن تاریخ سخن غیر معصوم و دیگر آنكه سند مطالب تاریخی، مانند سند حدیثr Rموردمداقّه و بررسی كارشناسانه دانشمندان رجال قرار نگرفته است.
٢ ـ تفسیر عیاشی، ج 1، ص 10. ٣ ـ بصائر الدرجات، ص 216. ٤ ـ بحار، ج 89، ص 15. مأخذ: (تسنیم، ج ١، ص ٢٣٢)
(منبع)
ما را در سایت يكجا نشين دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 144