تفسیر سوره مائده 08 (203)

خرید بک لینک
یَهْدِی بِهِ اللَهُ راه نماید خداى بآن،
مَنِ اتَبَعَ رِضْوانَهُ كسى را كه بر پى خشنودى وى میرود،
سُبُلَ السَلامِ براههاى سلامت،
وَ یُخْرِجُهُمْ و دمى برون آرد ایشان را
مِنَ الظُلُماتِ از تاریكها،
إِلَى النُورِ بروشنایى
بِإِذْنِهِ بخواست خویش،
وَ یَهْدِیهِمْ و راه مینماید ایشان را،
إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ (16) براه راست درست.

لَقَدْ كَفَرَ الَذِینَ قالُوا كافر شدند ایشان كه گفتند:
إِنَ اللَهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ كه خدا عیسى مریم است،
قُلْ گوى:
فَمَنْ یَمْلِكُ مِنَ اللَهِ شَیْئاً آن كیست كه پادشاه است و بدست وى چیزى است از خواست و كار خداى،
إِنْ أَرادَ اگر خداى خواهد،
أَنْ یُهْلِكَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ كه عیسى مریم را هلاك كند،
وَ أُمَهُ و مادر وى را،
وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً و هر كه در زمین كس است،
وَ لِلَهِ و خدایراست،
مُلْكُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ ملك آسمان و زمین،
وَ ما بَیْنَهُما و هر چه میان آن هر دو،
یَخْلُقُ ما یَشاءُ مى آفریند آنچه خواهد،
وَ اللَهُ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ (17) و خداى بر همه چیز قادر است و توانا.

وَ قالَتِ الْیَهُودُ وَ النَصارى جهودان و ترسایان گفتند:
نَحْنُ أَبْناءُ اللَهِ وَ أَحِبَاؤُهُ، ما پسران خداییم و دوستان وى،
قُلْ بگو:
فَلِمَ یُعَذِبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ پس چرا شما را مى عذاب كند خداى بگناهان شما،
بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ بل، كه گروهى مردمانید،
مِمَنْ خَلَقَ از آنچه او آفرید،
یَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ وى آن را آمرزد كه خود خواهد،
وَ یُعَذِبُ مَنْ یَشاءُ و عذاب كند او را كه خود خواهد،
وَ لِلَهِ مُلْكُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ و خدایراست پادشاهى آسمانها و زمین،
وَ ما بَیْنَهُما و هر چه میان آن هر دو،
وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ (18) و با وى است بازگشت هر كس.

یا أَهْلَ الْكِتابِ اى اهل كتاب،
قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا آمد بشما فرستاده ما،
یُبَیِنُ لَكُمْ پیدا میكند شما را،
عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُسُلِ بسستى و گسستگى از رسولان،
أَنْ تَقُولُوا تا نگوئید:
ما جاءَنا بما نیامد،
مِنْ بَشِیرٍ هیچ بشارت دهنده اى،
وَ لا نَذِیرٍ و نه هیچ بیم نماینده اى،
فَقَدْ جاءَكُمْ بَشِیرٌ وَ نَذِیرٌ آنك آمد بشما رسولى كه همانست و همین،
وَ اللَهُ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ (19) و خداى بر همه چیز تواناست.

وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ موسى گفت قوم خویش را:
یا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَهِ عَلَیْكُمْ اى قوم یاد كنید و یاد دارید نعمت خداى بر خود،
إِذْ جَعَلَ فِیكُمْ أَنْبِیاءَ كه در میان شما پیغامبران فرستاد،
وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً و شما را پادشاهان كرد،
وَ آتاكُمْ و شما را داد،
ما لَمْ یُؤْتِ آنچه نداد هرگز،
أَحَداً هیچ كس را
مِنَ الْعالَمِینَ (20) از جهانیان.

یا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَسَةَ اى قوم درروید در زمین مقدس،
الَتِی كَتَبَ اللَهُ لَكُم آنچه خداى شما را نبشت و بهره كرد،
وَ لا تَرْتَدُوا عَلى أَدْبارِكُمْ و از فرمان بردارى برمگردید به پس باز،
فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِینَ (21) كه بازگردید بروز بترى پس سودمندى زیان كاران گردید.

قالُوا یا مُوسى گفتند: یا موسى!
إِنَ فِیها قَوْماً جَبَارِینَ در آن زمین قومى اند جباران،
وَ إِنَا لَنْ نَدْخُلَها و ما در آن زمین نشویم،
حَتَى یَخْرُجُوا مِنْها تا آن گه كه ایشان بیرون آیند از آن،
فَإِنْ یَخْرُجُوا مِنْها اگر بیرون آیند از آن،
فَإِنَا داخِلُونَ (22) ما پس در شویم.

قالَ رَجُلانِ دو مرد گفتند:
مِنَ الَذِینَ یَخافُونَ از آن خداى ترسان،
أَنْعَمَ اللَهُ عَلَیْهِمَا كه نیكویى كرده بود خداى با ایشان،
ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبابَ كه اى قوم از در آن زمین بر اهل آن زمین درشوید،
فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ كه چون شما در شوید از در،
فَإِنَكُمْ غالِبُونَ شما ایشان را بازمالید و كم آرید،
وَ عَلَى اللَهِ فَتَوَكَلُوا و پشت بخداى باز كنید،
إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ (23) اگر گرویدگانید.

قالُوا یا مُوسى جواب دادند كه یا موسى
إِنَا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما در آن زمین نرویم هرگز،
ما دامُوا فِیها تا آن جبّاران در آن زمین باشند،
فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُكَ تو رو با خداوند خویش،
فَقاتِلا و كشتن كنید با ایشان،
إِنَا هاهُنا قاعِدُونَ (24) كه ما ایدر نشستگانیم.

قالَ رَبِ موسى گفت خداوند من!
إِنِی لا أَمْلِكُ من پادشاه نه ام،
إِلَا نَفْسِی مگر بر خویشتن،
وَ أَخِی و برادر خویش،
فَافْرُقْ بَیْنَنا جدایى افكن میان ما،
وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِینَ (25) و میان این قوم بیرون شدگان از فرمان بردارى.

قالَ گفت خداى:
فَإِنَها مُحَرَمَةٌ عَلَیْهِمْ آن زمین بر ایشان حرام ساختم،
أَرْبَعِینَ سَنَةً چهل سال،
یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ تا سامان گم كرده مى باشند و راه نیابند بیرون شدن را،
فَلا تَأْسَ، پس تو اندوه مبر،
عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقِینَ (26) برین گروه كه از طاعت دارى بیرون شدگانند.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَهْلَ الْكِتابِ
این خطاب با جهودان و ترسایان است. ربّ العزّة ایشان را بایمان و توحید میخواند، و پذیرفتن رسالت محمد (ص) و اظهار نعت و اتّباع سنّت وى.
میگوید: رسول ما با شما آمد، تا آنچه شما پنهان میكنید از آیت رجم و نعت و صفت محمد كه در تورات و انجیل است وى پیدا و روشن كند بعد از آنكه از بسیارى كه پنهان كرده اید درگذرد، و عفو كند، و شما را بدان نگیرد، و جزا ندهد.

آن گه صفت محمد (ص) كرد و قرآن كه كتاب وى است، گفت: قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَهِ نُورٌ
نور اینجا پیغامبر است، چنان كه جاى دیگر گفت: نُورٌ عَلى نُورٍ اى: نبى مرسل بعد نبى، و از بهر آن او را نور نام كرد كه چیزها روشن گرداند، و حقیقت هر كار و هر چیز بهر كس نماید، چنان كه نور هر جاى كه بود روشنایى دهد، گفتار و كردار دلها را روشنایى افزاید.

و كِتابٌ مُبِینٌ اینجا قرآن است كه در آن بیان حلال و حرام است، و روشنایى دل و جان است، و نجات خلق در پذیرفتن آن و كار كردن بآنست.
مصطفى (ص) گفت " ان هذاالقرآن من اللَه، و هو النّور المبین، و هو الشّفاء النّافع، فیه نبأ من قبلكم، و خبر من بعدكم، و حكم ما بینكم، و هو الفصل لیس بالهزل، من تركه من جبّار قصمه اللَه، و من ابتغى الهدى فى غیره اضلّه اللَه، و هو حبل اللَه المتین، و هو الذكر الحكیم، و هو الصّراط المستقیم، من قال به صدّق، و من عمل به اجر، و من حكم به عدل، و من دعا الیه هدى الى صراط مستقیم
...
یَهْدِی بِهِ اللَهُ یعنى یهدى بكتابه المبین من اتّبع ما رضیه اللَه من تصدیق محمد (ص) سبل السّلام اى دین اللَه عزّ و جلّ، و هو الّذى شرع لعباده، و بعث به رسله. میگوید: خداى تعالى باین قرآن راه نماید بنده اى را كه بر پى رضاء حق ایستد، و آن كند كه اللَه پسندد از تصدیق محمد (ص) و ایمان آوردن بوى، راه نماید او را بدین خداوند عزّ و جلّ، آن دینى كه بندگان را بآن فرمود، و پیغامبران را بآن فرستاد، و آن دین حنیفى است و ملّت اسلام و شریعت مصطفى باین قول
" سلام" اینجا نام خداوند است عز و جل، و درست است خبر از مصطفى (ص) كه گفت " اللهم انت السّلام و منك السّلام. تباركت یا ذا الجلال و الاكرام "

... و معنى سلام در نام خداوند عزّ و جلّ بى عیب است دور از كاستن و افزودن، و از حال گشتن، و بدریافت وى رسیدن. و روا باشد كه سلام اندرین آیت بمعنى سلامت بود یعنى سبل السّلامة الّتى من سلكها سلّم فى دینه و دنیاه، راه نماید خداى او را راهى كه سلامت دین و دنیاى وى در آن باشد.

وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُلُماتِ إِلَى النُورِ و او را از ظلمات كفر بنور ایمان درآرد " باذنه" یعنى بأمره و توفیقه و ارادته، وَ یَهْدِیهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ صراط نامى است راه را، دیدنى، و نادیدنى، دیدنى خود محسوس است، و نادیدنى اسلام و سنّت است.

لَقَدْ كَفَرَ الَذِینَ قالُوا إِنَ اللَهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ
این در شأن ترسایان نجران فرو آمد، و ایشان فرقه یعقوبیه اند گفتند: عیسى پسر خداست: رب العزة گفت جل جلاله: یا محمد ایشان را گوى : " فَمَنْ یَمْلِكُ" اى من یقدر ان یدفع من عذاب اللَه شیئا اذا قضاه؟ كیست آن كس كه چون خدا بر سر خلق عذابى قضا كند، چیزى از آن عذاب دفع تواند كرد؟ اگر خواهد كه عیسى را و مادر وى را و جمله اهل زمین را عذاب كند، كه تواند كه آن باز دارد؟ پس خدایى را كى شاید آن كس كه عذاب از خود و دیگران دفع نتواند؟

آن گه گفت: وَ لِلَهِ مُلْكُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما
یعنى ما بین هذین النوعین من الاشیاء.
گفته اند كه خزائن آسمان باران است، و خزائن زمین نبات. میگوید: هر دو ملك و ملك ماست، و هر چه میان هر دو آفریده، از بندگان و غیر ایشان.

یَخْلُقُ ما یَشاءُ
این دفع آن شبهت است كه ترسایان را افتاد در كار عیسى و آمدن وى از مادر بى پدر. میگوید: آن را كه خواهد آفریند، چنان كه خواهد بر مشیّت و ارادت خویش، اگر خواهد بى پدر آفریند چون عیسى، و اگر خواهد بى پدر و مادر آفریند چون آدم، وى بر همه چیز قادر است و توانا.

وَ قالَتِ الْیَهُودُ وَ النَصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللَهِ وَ أَحِبَاؤُهُ

سخن درین آیت متداخل است. ترسایان ابناء گفتند، و جهودان احبّا. ترسایان گفتند كه: عیسى پسر خداست، و مادر وى از ماست، خبر از جماعت بیرون داد هر چند كه مراد بآن عیسى است،و جهودان گفتند: نحن اولیاء اللَه من دون الناس ما خاصّه دوستان خدائیم، بیرون از همه مردمان.

ناس اینجا مصطفى (ص) است و عرب، و گفته اند كه ترسایان از آنجا گفتند كه نَحْنُ أَبْناءُ اللَهِ، كه عیسى (ع) گفته: اذا صلیتم فقولوا یا ابانا الذى فى السماء تقدس اسمك، و این بمعنى قرب است و برّ و رحمت یعنى اى خداوندى كه با نیكان بندگان بمهربانى و نزدیكى چنانى كه پدر مهربان بر فرزند، و آن گه با مسلمانان میگفتند: و اللَه ان كتابنا لقبل كتابكم و ان نبیّنا لقبل نبیكم، و لا دین الا دیننا، و لا نبى الا نبینا، و انّا نحن اهل العلم القدیم، فلیس احد افضل منّا. و روا باشد كه اینجا ضمیرى نهند، یعنى نحن ابناء رسله. رسول خدا ایشان را بیم داد و بعقوبت حق بترسانید، ایشان گفتند: ما پسران پیغامبران اوایم. ما را عذاب نكند.
ربّ العزّة گفت: یا محمد ایشان را گوى: اگر پسران پیغامبران خدائید، پس چرا پدران شما را كه اصحاب سبت بودند عقوبت كرد، و ایشان را بگناهان خویش فرا گرفت.

بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَنْ خَلَقَ
نه چنانست كه شما گفتید، كه شما گروهى مردمانید چنان كه آفریدگان وى از فرزندان آدم.

یَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ
آن را كه خواهد از آفریدگان خویش بیامرزد. اگر خواهد جهود را از جهودى و ترسا را از ترسایى توبه دهد، و او را بیامرزد.

وَیُعَذِبُ مَنْ یَشاءُ
و اگر خواهد او را بر آن كفر بمیراند و او را عذاب كند.

وَ لِلَهِ مُلْكُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما من الخلق، وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ المرجع فى الآخرة.

یا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا یُبَیِنُ لَكُمْ
یعنى اعلام الهدى و شرائع الدین. عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُسُلِ از میلاد عیسى (ع) تا بمیلاد محمد (ص) گفته اند كه ششصد سال بود، و بروایتى پانصد و شصت سال، و بروایتى چهارصد و سى و اند سال، و تا بروزگار عیسى پیغامبران پیوسته آمدند، پس یكدیگر، تا برفع عیسى، پس از آن بریده گشت، و روزگار فترت بود تا بوقت بعثت محمد (ص) قومى گفتند پس عیسى سه پیغامبر دیگر از بنى اسرائیل بودند، و ایشانند كه ربّ العزّة در سورة یس قصه ایشان گفت: إِذْ أَرْسَلْنا إِلَیْهِمُ اثْنَیْنِ فَكَذَبُوهُما فَعَزَزْنا بِثالِثٍ.

أَنْ تَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشِیرٍ وَ لا نَذِیرٍ یعنى لئلا تقولوا.
محمد را كه بشما فرستادیم بآن فرستادیم تا فردا نگوئید كه بما هیچ بشیر و نذیر نیامد. آن گه مصطفى (ص) بشما آمد، هم بشیر است و هم نذیر، بشیر بالجنّة نذیر من النار، بشیر بالمؤمنین و نذیر للجاحدین.

مصطفى (ص) را در قرآن بیست نام است، بده فائده در دو قرین یكدیگر،
دو نام تصریح است و آن را اسم علم گویند، و هو محمد و احمد، یقول اللَه تعالى: مُحَمَدٌ رَسُولُ اللَهِ، یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ.

و دو نام تعظیم است، و هو الرسول و النبى، یقول اللَه تعالى: یا أَیُهَا النَبِیُ، یا أَیُهَا الرَسُولُ.
و دو نام شفقت است و مهربانى، و هو الرؤف و الرحیم، لقوله تعالى: بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ.
و دو نام است بشارت و نذارت را، و هو البشیر و النذیر، لقوله تعالى: إِنَا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِ بَشِیراً وَ نَذِیراً.
و دو نام است دعوت و هدایت را، و هوالداعى و الهادى، لقوله تعالى: وَ داعِیاً إِلَى اللَهِ بِإِذْنِهِ، وَ لِكُلِ قَوْمٍ هادٍ.
و دو نام است نفع امّت را، و هو النّور و السّراج، لقوله تعالى: قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَهِ نُورٌ، و قال تعالى: وَ سِراجاً مُنِیراً.
و دو نام است ظهور حجّت را بر دشمنان و معاندان، و هو البرهان و البیّنة، لقوله تبارك و تعالى: قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِكُمْ، و قال تعالى: حَتَى تَأْتِیَهُمُ الْبَیِنَةُ رَسُولٌ مِنَ اللَهِ.
و دو نام تكریم است خصوصیّت وى را، و هو العبد و الكریم، لقوله تعالى و تقدس: أَسْرى بِعَبْدِهِ، و قال تعالى: إِنَهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِیمٍ.
و دو نام است بر طریق اشارت از محض معرفت، و هو المزّمّل و المدّثّر، لقوله تبارك و تعالى: یا أَیُهَا الْمُزَمِلُ، یا أَیُهَا الْمُدَثِرُ.
و دو نام است بر سبیل كنایت در عین مباسطت اظهار عزّت وى را و هو طه و یس.

روى ابو ذر، قال: قلت: یا رسول اللَه هل سمّاك اللَه عزّ و جلّ فى شی ء من الكتب؟
قال: نعم یا با ذر! سمّانى اللَه فى التوراة، یحید، و فى الزبور، الماحى، و فى الانجیل، احمد، و فى القرآن محمدا
قلت: یا رسول اللَه لم سمّیت یحید؟
قال : لانّى احید بأمّتى عن النّار .
قلت: لم سمّیت الماحى؟
قال : محا اللَه عزّ و جلّ بى الاوثان عن جزیرة العرب
قلت: لم سمّیت احمد؟
قال : حمدنى الامم كلها
قلت: لم سمّیت محمدا؟
قال : أنا محمود فى اهل السماوات، و محمود فى اهل الارض

وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَهِ عَلَیْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِیكُمْ أَنْبِیاءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً

در بنى اسرائیل پیغامبران در سبط لاوى بودند، و ملوك در سبط یهودا.
و گفته اند: جَعَلَ فِیكُمْ أَنْبِیاءَ
آن هفتاد مرد بودند كه موسى ایشان را برگزید، و با خود بمناجات برد، و ایشان را صاعقه رسید، پس از آن صاعقه زنده گشتند، و پس از موسى و هارون پیغامبران بودند وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً یعنى تملكون انفسكم بعد تبعید فرعون ایّاكم.
میگوید: پس از آنكه زیردست فرعون بودید، و شما را ببندگى گرفته، اكنون شما را آزاد و بر نفس خود پادشاه كرد، و از زیردستى و بندگى وى رهایى داد. و قیل: وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً اى اغنیاء، شما را توانگر كرد تا از یكدیگر بى نیاز گشتید.

... قتاده گفت: ملك ایشان آن بود كه خدم و حشم ساختند، و از فرزندان آدم اول كسى كه حشم ساخت ایشان بودند. وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً یعنى و جعل فیكم ملوكا، وَ آتاكُمْ ما لَمْ یُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمِینَ من فلق البحر و المنّ و السّلوى و تظلیل الغمام و غیر ذلك.

یا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَسَةَ یعنى المطهّرة. سمّیت مقدسة لانّها قدّست من الشرك و جعلت مسكنا للانبیاء، و یتقدّس فیها من الذنوب.
گفته اند: زمین مقدسه زمین شام است سر تا سر آن. مصطفى (ص) گفت " طوبى للشام" قیل لأى ذلك یا رسول اللَه؟ قال: لان ملائكة الرحمن باسطة اجنحتها علیها و قال (ص) اللّهم بارك لنا فى شامنا، اللهم بارك لنا فى یمننا قالوا: یا رسول اللَه و فى نجدنا؟ فقال هنالك الزلازل و الفتن، و بها یطلع الشیطان . و قال (ص) ستخرج نار من حضرموت تحشر الناس . قلنا یا رسول اللَه ما تأمرنا؟ قال علیكم بالشام، سیصیر الامر أن تكونوا جنودا مجندة، جند بالشام، و جند بالیمن، و جند بالعراق . فقال رجل: یا رسول اللَه خر لى ان ادركت ذلك. قال: علیكم بالشام، فانها خیرة اللَه من ارضه، یجتبى الیها خیرته من عباده. یا اهل الاسلام علیكم بالشام فان صفوة اللَه من ارضه الشام، فان اللَه قد تكفل لى بالشام و اهله

مجاهد گفت: زمین مقدسه آن بقعه است كه طور بر آن است. كلبى گفت: زمین دمشق و فلسطین و بعضى اردن است، و قال عبد اللَه بن مسعود: قسم الخیر عشرة اجزاء، فجعل منه تسعة بالشام، و واحد بالعراق، و قسم الشر عشرة، فجعل منه تسعة بالعراق و واحد بالشام (قال) و نزل حمص الشام سبع مائة من اصحاب رسول اللَه (ص) فیهم سبعون بدریا الّتى كتب اللَه لكم، یعنى كتب فى اللوح المحفوظ انّها مساكن لكم، و قال السدى: اى امركم اللَه ان تدخلوها.

گفته اند: این فرمان به بنى اسرائیل پس غرق فرعون بود، كه ایشان را فرمودند كه از زمین مصر بزمین قدس شوند، و زمین قدس آن گه بقیه عمالقه داشت قومى بودند با شخصهاى عظیم، و بالاهاى بلند، و بطشتها و قوتها، و كس دیده اند از شان كه پنج تن از بنى اسرائیل در كف دست بگرفته بود، و زمین قدس زمینى بود با نعمت فراخ و میوه هاى نیكو.
وهب منبه گفت: انار بود، چنان كه پنج تن از بنى اسرائیل در زیر پوست نیم انار میشدند، و انگور بود، چنان كه یك خوشه به بیست كس بر میگرفتند، و در آن زمین اریحاست كه هزار دیه دارد، در هر دهى هزار بستان، در آن میوه هاى الوان.

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 145 تاريخ: سه شنبه 18 خرداد 1395 ساعت: 7:24

صفحه بندی