توانایى مرد در مسائل اجتماعى و شمّ اقتصادى و تلاش و كوشش براى تحصیل مال و تأمین نیازمندى هاى منزل و اداره زندگى بیشتر است. و چون مسؤول تأمین هزینه، مرد است سرپرستى داخله منزل هم با مرد است اما این چنین نیست كه از این سرپرستى بخواهد مزیتى به دست آورد و بگوید من چون سرپرستم پس افضل هستم بلكه این یك كار اجرایى است، وظیفه است نه فضیلت، روح قیّوم و قوّام بودن وظیفه است و این چنین نیست كه قرآن به زن بگوید تو در تحت فرمان مرد هستى، بلكه به مرد مى گوید تو سرپرستى زن و منزل را به عهده دارى.
اگر این آیه به صورت تبیین وظیفه تلقى شود نه اعطاى مزیت، آنگاه روشن مى شود « الرّجال قوّامون على النساء » یعنى « یا أیّها الرّجال كونوا قوّامین» یعنى اى مردها شما به امر خانواده قیام كنید همانطورى كه براى مسائل قضایى مى فرماید:
كونوا قوّامین بالقسط شهداء للَّهِ (2).
الرّجال قوّامون على النساء ؛ گرچه جمله خبریّه است ولى روحش انشا است یعنى اى مردها شما قوّام منزل باشید، سرپرست منزل باشید، كارها را در بیرون انجام دهید، اداره زندگى را در منزل به عهده بگیرید، زیرا آسایش و آرامش زندگى مرد، در خانه است.
این كه آیه شریفه مى فرماید:
ومن آیاته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لِتسكنوا اِلیها (3).
آنچه در تعبیرات روایى آمده است « لیأوى الیها » برابر همین تعبیر قرآنى است. « الرّجال قوّامون على النساء » به این معنا نیست كه زن اسیر مرد است و مرد قوّام، قیّوم و مدیر است و مى تواند به دلخواه خود عمل كند. هرگز این تكلیف نیامده فتواى یك جانبه بدهد و به مرد بگوید تو فرمانروا هستى و هر چه مى خواهى بكن، بنابراین، اگر اسلام این دو حكم الزامى را در كنار هم ذكر كند و به زن در مقابل شوهر دستور تمكین مى دهد و به مرد در مقابل زن دستور سرپرستى مى دهد، تنها بیان وظیفه و جریان امور خانواده است و هیچ یك نه معیار فضیلت است و نه موجب نقص.
در نتیجه،
اولاً، « الرّجال قوّامون على النساء » مربوط به زن در مقابل شوهر است نه زن در مقابل مرد.
ثانیاً، این قیمومیّت معیار فضیلت نیست بلكه وظیفه است.
ثالثاً، قیّم بودن زن و مرد در محور اصول خانواده است.
گاهى زن قیّم مرد است و گاهى مرد قیّم زن. و در اصول خانوادگى بسیارى از مسائل عوض مى شود. اطاعت فرزند چه پسر و چه دختر از ساحت مقدس پدر و مادر واجب است، و اگر فرزند كارى بكند كه پدر یا مادر برنجد عاق پدر و مادر مى شود و عقوق والدین حرام است.
بنابراین اگر مادر فرزند را از كارى نهى كرد و گفت: این كار مایه آزردگى من مى شود. در اینجا اطاعت مادر واجب است و پسر نمى تواند بگوید كه من چون در رتبه اجتهاد به سر مى برم یا مهندس و طبیب شده ام، دیگر تحت فرمان مادر نیستم و در حقیقت در چنین مواردى زن بر مرد قیّم است، مادر بر پسر قیّم است گرچه پسر مجتهد و یا متخصص باشد.
در مسائلى كه مربوط به داخل خانواده است زن و شوهر، مادر و فرزند و پدر و فرزند یك سلسله حقوق متقابلى دارند.
و رابعاً، همان گونه كه در آغاز فصل گذشت این قیمومت طبق شرایط ضمن عقد قابل تحدید و یا واگذارى است.
(زن در آئینه جلال و جمال، صفحات 391 ـ 393.)
...........
(1) سوره نساء، آیه 34. (2) سوره نساء، آیه 135. (3) سوره روم، آیه 21.
(منبع)
ما را در سایت يكجا نشين دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 164