نكاتی پیرامون تفسیر قرآن كریم

خرید بک لینک
چگونگی تبیین قرآن با سنت معصومان (علیهم السلام)
سوم. روش منتخب تفسیر قرآن مجید این است كه چون این كتاب الهی، نور و « تِبیان كُل شى ء » میباشد و « قول فصل » خداست، پس ابهام و تیرگی در حریم او راه ندارد و فاهمهٴ مصون از غبار وَهْم و باصرهٴ محفوظ از عور و حول و عمی، توانِ اداركِ صحیح او را دارد.

چون قرآن كریم همتای عترت طاهرین (علیهم السلام) است، تبیین مراد آن با سنّت معصومین (علیهم السلام) در تقیید اطلاق، تخصیص عموم و... خواهد بود و چون اعتبار روایت، خواه با معارض و خواه بی معارض، مشروط به عدم تباین با مضمون قرآن مجید است، باید اوّلاً اصول كلّی قرآن روشن شود. ثانیاً خطوط جامع روایت واضح گردد. ثالثاً مفادِ واضحِ حدیث، بر اصل كلّی قرآن عَرْضه شود، رابعاً بعد از احراز عدم تباین روایت با قرآن، تعیین حدودِ مضمون قرآن با مفاد حدیث مشروح گردد و ناهماهنگی ثقلین تأمین شده و برای اعتقاد یا عمل حجت باشد.

ابطال تفسیر به رأی عقل
چهارم. عقل مُبرهِن و مُنزّهِ از شائبهٴ وَهْم و سائقهٴ خیال و مبرّای از صبغهٴ قیاس، مخاطَبِ صالحی برای دریافت معارف قرآنی است؛ زیرا مبانی بَیِّن یا مُبَیِّنِ عقلی، شاهد لُبّیِ متّصل یا منفصل برای وصول به مقصود وحی الهی است. همان طوری كه تفسیر قرآن به رأی، ناصواب میباشد و تفسیر سنّت معصومین (علیهم السلام) هم به رأی باطل است، تفسیر عقل كه از منابع غنیّ و قوی دینی است، به رأی، صائب نخواهد بود.

هرگز نمیتوان به بهانهٴ بطلان قیاسِ اصولی و فقهی كه همان تمثیل منطقی است، برهان عقلی را كه هم از لحاظ مادّه، قطعی و هم از جهت صورت یقینی میباشد، از اعتبار ساقط كرد. غرض آنكه عقل را به استحسان و مانند آن تعبیر نمودن، نوعی تفسیر به رأی دربارهٴ عقل برهانی است كه چونان تفسیر به رأی های دیگر باطل میباشد.

اشارات، لطایف و حقایق،سه چهره طولی تفسیر قرآن
پنجم. چون قرآن، كلام خداست و خداوند سبحان با سه راه با بشر سخن میگوید: یا بدون واسطه یا از ورای حجاب یا با فرستادن پیك: ﴿ و ما كان لبشرٍ أن یكلّمه اللهُ اِلّا وحیاً أو من وراء حجاب أو یرسل رسولاً فیوحی بإذنه ما یشاء إنّه علیّ حكیم ﴾،[8] مستحقّان سخن الهی نیز سه گروه اند؛ لذا تفسیر قرآن كریم نیز سه چهرهٴ طولی دارد؛ یعنی غیر از مفاهیم ظاهری عبارات، اشارت، لطایف و حقایقی دارد كه خواص و اولیاء و انبیاء از آن بهرهمند بوده و هستند.

چون خاصیّت طولی بودن هر سلسله ای این است كه كامِل، واجد ناقص است، لذا مستمعانِ بدون واسطه، از آنچه دیگران از وراء حجاب یا با آمدن پیكِ غیب با خبر میشوند، آگاه اند؛ گرچه محجوبان یا گیرندگان از پیكِ وحی، از آنچه مخاطبان بدون واسط مییابند، جز رقیقهٴ آن، ناآگاه اند.

زنده و حیات بخش بودن قرآن و معارف آن

ششم. خداوند سبحان كه معلّم قرآن است، معارف آن را مایه های حیاتِ جامعهٴ انسانی معرّفی كرد؛ ﴿ یا ایّها الذین امنوا استجیبوا لله و للرسول إذا دعاكم لما یحییكم و اعلموا أنّ الله یحول بین المرء و قلبه و أنّه إلیه تحشرون ﴾[9] و چیزی كه سبب حیات دیگران است، حتماً خود نیز زنده میباشد، مگر آنكه سبب قابلی و مُعِد باشد؛ مانند آب برای گیاه؛ و گرنه سبب فاعلی و مُفیض، نظیر قرآن برای انسان قطعاً خود حیّ است تا احیاء دیگران را به عهده گیرد.

چون احیاء حقیقیْ مخصوص متكلّم است، پس احیاء كلام او، از باب مظهریّت برای اسم محیی خواهد بود و مظهریّت احیاء، مسبوق به مظهریّت حَیّ قیوم میباشد؛ بنابراین، معارف قرآنی، اعم از مفاهیم حصولی و معقول آن و معارف حضوری و مشهودی، با حفظ مرتبهٴ خاص هر كدام، حقیقتاً زنده و زنده كننده اند.

تزکیه نفس، مهم ترین شرط ادراک صحیح قرآن

هفتم. مهمّترین شرط ادراك صحیح معانی قرآن، مبسوس شدن كوه هوا و منبّث شدن هوس است؛ ﴿ لو أنزلنا هذا القران علی جبلٍ لرأیته خاشعاً متصدّعاً من خشیة الله...﴾؛[10] چون خداوند گرچه به طور عام در صحنهٴ آفرینش تجلّی نمود: « الحمد لله المتجلّى لخلقه بخلقه...»[11] ، لیكن به طور ویژه در قرآن مجید جلوه كرد: « فتجلّی لهم فى كتابه من غیر أن یكونوا رأوه ».[12]

اگر رأی قیاسْ آلود و قلب غبارْ اندود بدون تطهیر دَرَن و تهذیب درون، خواست از معالی قرآن طرفی ببندد، هاتف غیبْ هماره میگوید: ﴿ لا یمسُّه إلاّ المطهّرون ﴾؛[13] چنان كه مطهّرین راستین را نیز در آیهٴ تطهیر در كمال وضوح بیان فرمود: ﴿ إنّما یرید الله لیذهب عنكم الرّجس أهل البیت ویُطهّركم تطهیراً ﴾.[14]

پروردگارا! توفیق فراگیری معارف قرآن و عترت طاهرین (علیهم السلام) را به جامعه انسانی عطا فرما و سعادت ایمان و عمل صالح را به مشتاقان ثقلین عنایت نما. « و آخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمین ».

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 201 تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 11:54

صفحه بندی