ساری,گاه نوشته های محمود زارع:موسی نامی از اعراب برای نماز بمسجد آمد و رفت سقایه تا وضو بسازد. دید سکه ای زر ناب در
کنار سقایه افتاده است. سکه را گرفت و برای اطمینان بیشتر در مشت خود پنهان کرد و یکراست رفت در صف اول جماعت پشت پیشنماز و نیت بست.
از قضا پیشنماز بعد از حمد این آیه را خواند :
« ما تلک بیمینک یا موسی »
یعنی : چیست اینکه در دست راست تست ای موسی ؟!
مرد عرب بعد از شنیدن آن , با تعجب یکه خورد و فکر کرد که دیگر لو رفته است با پریشانحالی خطاب به پیشنماز گفت :
کنار سقایه افتاده است. سکه را گرفت و برای اطمینان بیشتر در مشت خود پنهان کرد و یکراست رفت در صف اول جماعت پشت پیشنماز و نیت بست.از قضا پیشنماز بعد از حمد این آیه را خواند :
« ما تلک بیمینک یا موسی »
یعنی : چیست اینکه در دست راست تست ای موسی ؟!
مرد عرب بعد از شنیدن آن , با تعجب یکه خورد و فکر کرد که دیگر لو رفته است با پریشانحالی خطاب به پیشنماز گفت :
« والله انت ساحر » یعنی : بخدا که تو جادوگری !
پس سکه زر پیش محراب انداخت و با عجله گریخت از ترس آنکه مبادا او را بتهمت دزدی دستگیر کنند !

پس سکه زر پیش محراب انداخت و با عجله گریخت از ترس آنکه مبادا او را بتهمت دزدی دستگیر کنند !
توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

