یك نكته اغلب در كنه ذات ما هست و فكر میكنم آن این باشد كه تقریبا همه ما بنوعی با امیدی زنده هستیم . اگر نبود روزنه امیدی از درگاه حق؛ قطعا بدون فوت وقت - در خوشبینانه ترین حالاتش - سكته كرده یا اینكه دچار پوچی ,توهم , بی هویتی و انواع و اقسام مرضهای روانی و فوق روانی و.... میشدیم . كما اینكه بسیاری از ما انسانها به درجه ای از این بیماریها به همین دلایل دچاریم ! تخدیرات اعم از مسكرات و دخانیات و گاهی هم شعر و موسیقی و.... مامن طبیب جویانی بدبخت از این دست میباشد كه لااقل این قدر شعور را پیدا كرده اند كه مریض اند و كمبودهائی دارند.
البته حكیمانی در طول تاریخ آمده اند كه برای این بیماران نسخه هائی هم پیچیده اند و برای نجات آدمی و شفای قلوب آنها راههائی را رهنمون شده اند و خلاصه امیدهائی را در دلها زنده كرده اند. فی المثل : شفاعت ! اهرمی بنام شفاعت . چهره هائی در نزد خداوند آنقدر محبوبند كه از سوی خدا اذن دارند تا شفاعت كنند . ولی خود این موضوع كه بنحوی شرایط خویش را مهیا كنی تا استحقاق برخورداری از شفاعت را هم داشته باشیم خود دنیائی دارد!
یا توبه . اگر نصوحی باشد كه جوانب نستوهی میخواهد و آدابی دارد خاص .
یا رجاء به عفو اغماض خداوندی كه حتی فرموده اند نا امیدی گناه كبیره و نا بخشودنی در درگاه باریتعالی ست!
وخیلی از چیزهای دیگر ..... ولی داشتم فكر میكردم كه - با توجه به سئوالات اولیه این مقال - با توجه به فلسفه و ماهیت خلقت آدمی كه میدانیم غیر فانی خواهیم بود و نشئه یا جهانی در سرای آخرت تمام نشدنی داریم . واقعا این 60 تا حداكثر 80 سال عمر در برابر آن لایتناهی آیا از جهت زمانی و عددی به صفر هم می ارزد؟! یعنی این میانگین 70 سال در برابر آن میانگین ( بی میانگینی همیشگی ) واقعا از جهت عددی ارزشی معادل صفر را هم خواهد داشت؟!!
حالا به قرآن مراجعه میكنیم . صفحه ای از مصحف شریف را میگشایم . توصیه های موكد و مكرر به آدمی در توجه به عالم آخرت حتی آنجاها ئی كه از دنیا میگوید و آیتی بمیان می آورد و در واقع میخواهد مركبی به آدمیزاده بدهد تا رهوارتر به سفر آخرت برود!
از قرآن بعنوان یك معرفت بزرگ چنانچه بخواهیم در مورد انسان دركی داشته باشیم و یا عرضه بداریم باید گفت كه قرآن میفرماید یعنی میخواهد بفرماید كه « تو مسافری » تو در این دنیا مسافری آنهم برای استراحتی كوتاه در این منزلگه . استراحت هم عبادتی است و عبادت هم معرفت و.....
خوب از این زاویه راه تفریط این است كه زاهد بمعنی مصطلح آن بشویم . یعنی به آن مفهومی كه عموم مردم آنرا زهد و زاهد میدانند.
از طرف دیگر جریان هم , كه میل شدید به دنیا به مفهوم كسب رفاهیات زمینی بهر قیمتی .
بالاخره فكر نمیكنم منطقی باشد كه ما صرفا اینگونه دریافت فكری از دین داشته باشیم كه : « دین آمده تا دنیا تان را آباد كند » ! خیر ! باید گفت :
1- البته دین نیامده تا دنیا تان را خراب كند و یا اینكه شما را از آبادی دنیا تان باز دارد.
2- دین آمده كه شما را در راه صحیح به آخرت رهنمون نماید.
3- دستورات دنیوی دین هم بیشتر در جاهائی است كه برای بشر در راه رسیدن به خیر آخرت یا عاقبت خیر ؛ موانع را رفع نماید . یعنی دین در جاهائی كه مزاحمت برای آخرتی شدن مردم ببیند دستوراتی دارد بویژه فقهی تا رفع مزاحمت نماید!
4 - وگرنه هر گونه تدبیر امور در حوزه دین و یا انتظار داشتن از دین در تدبیراتی مثل صنایع و حتی بخشی از سیاست نه تمام آن و.... انتظاری است بی جا! درست مثل این است كه از پیامبر (ص) و علی (ع) انتظار داشته باشیم كه برای ما كامپیوتر طراحی نمایند و....
این امورات به خود مردم و عقل و خرد آدمی واگذار شده است . دین ماموریتی خیلی وسیعتر دارد. اینها برای 70 سال بدرد میخورد ولی دین برای نمردن فرمول و برنامه میدهد نه برای بهره مندی دنیوی 70 ساله . اگر شما دستوراتی را برای همین مقطع میبینید آنهم در جهت عدم تضرر و یا عدم خسران آدمی در سفر آخرتی اش میباشد!
دیگه خسته شدم
ما را در سایت يكجا نشين دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 209