تفسیر سوره یوسف 03 (342)

خرید بک لینک
النوبة الثالثةوسیله آزمایش
إِذْ قالُوا لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى أَبِینا مِنَّا...
برادران یوسف خواستند كه قاعده دولت یوسفى را منهدم كنند، و سپاه عصمت را در حقّ وى منهزم گردانند، و بر كشیده عنایت را بدست مكر خود بر خاك مذلّت افكنند، نتوانستند! و با قضاء رانده و حكم رفته برنیامدند! ...حلق یعقوب را در حلقه دام محبّت یوسف آویخته دیدند، هر گاه كه نزدیك پدر در آمدند او را دیدند نشسته و آن بهار شكفته و ماه دو هفته را پیش خود نشانده و نطع وصال در خیمه جمال وى گسترده، ایشان چنان همى دیدند و از كینه و عداوت بر خود همى بیچیدند، با یكدیگر گفتند:
«لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى أَبِینا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبانا لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ»،
پدر ما باین اختیار كه كرده كه یكى را بده برگزیده از راه صواب دور است، اكنون تدبیر آنست كه او را از چشم پدر غائب گردانیم، كه هر چه چشم نه بیند دل نخواهد، تا یكبارگى دل بر ما نهد و با ما پردازد، و این مایه ندانستند كه هر كه همه جوید از همه درماند: من طلب الكلّ فانه الكلّ، اقبال یعقوب بخود بكلیت مى خواستند بآن نرسیدند و بجاى اقبال اعراض دیدند چنان كه ربّ العزّه گفت: «وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ»،

آن گه از سر آن كینه و عداوت از روى تلبیس بر پدر باز شدند و از مكر این آواز دادند كه « أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً یَرْتَعْ وَ یَلْعَبْ».

هیچ دستورى هست اى پدر كه این روشنایى چشم یعقوبى را و واسطه عقد خوبى را فردا با ما بصحرا فرستى تا یك ساعت تماشا كنیم؟

از حضرت پدر اجازت یافتند نه بمراد خویش بل بمراد یوسف، كه یوسف كودك بود و حدیث نزهت و تماشا بگوش وى رسیده، از پدر درخواست تا او را با ایشان بفرستد.



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود. يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: تفسیر, نویسنده: استخدام کار بازدید: 163 تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 11:01

صفحه بندی