نردبان ملکوت

خرید بک لینک
خدا
آن یکی آمد درِ یاری بزد
گفت یارش کیستی ای معتمد

گفت من، گفتش برو هنگام نیست
بر چنین خوانی مقام خام نیست

چون توئیّ تو هنوز از تو نرفت
سوختن باید ترا در نار تفت

خام را جز آتش هجر و فراق
که پزد که وا رهاند از نفاق

رفت آن مسکین بسالی در سفر
در فراق دوست سوزید از شرر

پخته گشت آن سوخته پس باز گشت
باز گِرد خانه ی انباز گشت

حلقه زد بر در بصد ترس و ادب
تا بنَجهد بی ادب لفظی ز لب

بانک زد یارش که بر در کیست آن
گفت بر در هم توئی ای دلستان

گفت اکنون چون منی ای من در آ
نیست گنجایش دو من را در یک سرا

چون یکی باشد همه نبود دوئی
هم منی برخیزد آنجا هم توئی

هر حرفی بود اینجا گفته اند دیگه ... ؛
یک وجود تنها در هستی است؛ یک " من " !
تو اگر میخواهی " من " باشی دیگر این عشق چیست ؟!

تو تنها میتوانی با نادیده گرفتن این " منِ " توهمی ذهنی « رها » شوی و آزاد ؛ که آزادی واقعی در بندگی آن تنها " منِ " هستی است.

ما تنها با بندگی آن وجه نازنین باقی و جاودان؛ همیشگی میشویم والا کل من علیها فان !

یعنی نه آنکه بعدا فانی میشویم؛ بلکه درست بخوانیم که یعنی از هم اینک هم فانی هستیم الا با « او »

یعنی اگر وصل بسرچشمه شدیم؛ آب حیات ، مدام در جوی زندگی مان جاری خواهد بود والا بالاستقلال از خود مگر ما چه داریم ؟!
آری ؛

چون یکی باشد همه نبود دوئی
هم منی برخیزد آنجا هم توئی


و بدان نردبان برای همه رسیدن ها هم ، این شکلی است !
راه دیگری که مستقیم هم باشد نیست !
بروی هم نمیرسی الا در راه " او " !

1396


imageمطالبی دیگر :


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود. يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نردبان,ملکوت, نویسنده: استخدام کار بازدید: 170 تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 11:01

صفحه بندی