گفتم كه چو زیرم و بدست تو اسیر
بنواز مرا مزن تو اى بدر منیر
گفتا كه ز زخم من تو آزار مگیر
در زخمه بود همه نوازیدن زیر
زین نادره تر كرا بود هرگز حال
من تشنه و پیش من روان آب زلال
اشارتست این كه دوستان را از انوار آن اسرار و روایح آن آثار امروز جز بویى نیست و جز حوصله محمد عربى (ص) سزاى آن عیان نیست،
اوّل
اشارت فرا راه معرفت اهل خصوص كرد كه نظر ایشان بذات و صفات است و آن را
عالم امر گویند، آنكه راه معرفت عامه خلق بخود پیدا كرد دانست كه نظر ایشان
از محدثات و مكوّنات و عالم خلق در نگذرد، گفت: «اللَّهُ الَّذِی رَفَعَ
السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها» آسمان و زمین و برّ و بحر و هوا و
فضا عالم خلق است، میدان نظر خلایق و آن را نهایت پدید و جایز الزّوال
است. اما عالم امر روا نبود كه آن را نهایتى بود، كه آن واجب الدّوام آمد و
مرد تا از عالم خلق درنگذرد، بعالم امر راه نیابد.
جوانمردانى كه نظر ایشان در عالم امر سفر كند، ایشان اوتاد زمین اند، چنانك این كوه هاى عالم از روى صورت زمین را بر جاى دارد، ایشان از روى معنى عالم را بپاى دارند، فبهم یمطرون و بهم یرزقون، اینست كه ربّ العالمین گفت: « وَ هُوَ الَّذِی مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِیها رَواسِیَ» از روى اشارت برمز اهل حقیقت مى گوید: هو الذى بسط الارض و جعل فیها اوتادا من اولیائه و سادة من عباده الیهم الملجأ و بهم الغیاث.
صد سال آفتاب از مشرق بر آید و بمغرب فرو شود تا یكى را كحل حقیقت بمیل عنایت در دیده كشند، بو كه آن جوانمردان را بتواند دید تا بیك دیدار ایشان سعید ابد گردد، و آن ماه رویان فردوس و حور بهشت كه از هزاران سال باز بر آن بازار كرم منتظر ایستاده اند تا كى بود كه ركاب دولت این جوانمردان با على علیّین رسانند و ایشان بطفیل اینان قدم در آن موكب دولت نهند كه « عِنْدَ مَلِیكٍ مُقْتَدِرٍ».
آن روز كه جنازه جنید برداشتند مرغى بیامد بر آن گوشه نعش وى نشست، مردمان دست بر وى مى فشاندند بر نمى خاست، رویم گفت: آن مرغ از روى كرامت بزبان حال گفت دست از ما بدارید كه این چنگ ما بمسمار عشق در گوشه نعش او دوخته اند، این كالبد جنید امروز نصیب كرّوبیانست، اگر نه زحمت غوغاى شما بودى، با ما باز وار درین هوا پرواز كردى ...
«وَ فِی الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ»
از
آنجا كه رموز عارفانست و فهم صادقان بزبان اشارت مى گوید، چنانك ربّ
العزّه در زمین تفاوت نهاد و بقاع آن مختلف آفرید و بعضى را بر بعضى افزونى
داد همچنین در طینت سالكان تفاوت نهاد و قومى را بر قومى افزونى داد، آنست
كه ربّ العزّه گفت: « انْظُرْ كَیْفَ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ»
ما را در سایت يكجا نشين دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 177