همى گوید بزبان انكسار بنعت افتقار:
الهى این سوز ما امروز درد آمیزست، نه طاقت بسر بردن و نه جاى گریزست،
الهى این چه تیغ است كه چنین تیز است، نه جاى آرام و نه روى پرهیزست،
كریما منزل ما چنین دورست همراهان برگشتند كه این كار غرورست، گر منزل ما سرورست این انتظار سورست و این محنت بر محنت نور على نورست،
باز
بنظر لطف در میان جان بنده نگرد از آن سكر با صحو آید، آرمیده الطاف
عنایت، افروخته نور مشاهدت، از خود باز رسته و دنیا و آخرت از پیش وى
برخاسته، بنسیم انس زنده و یادگار ازلى دیده و شادى جاودان یافته، میگوید
الهى گاه از تو مى گفتم و گاه مى نیوشیدم، میان جرم خود و لطف تو مى اندیشیدم، كشیدم آنچ كشیدم، همه نوش گشت چون آواى قبول شنیدم.
«أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّا نَأْتِی الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها»
بزبان
اهل اشارت و بر ذوق ارباب معرفت تفسیر این آیت در آن خبرست كه مصطفى (ص)
گفت: «بدلاء امتى اربعون رجلا اثنان و عشرون بالشام و ثمانیة عشر بالعراق
كلما مات منهم واحد ابدل مكانه آخر فاذا جاء الامر قبضوا».
اصلى عظیم
است این خبر در علوم حقایق و تمكین ارباب معارف و ما شرح آن در كتاب اربعین
مستوفى گفته ایم، كسى كه این بیان خواهد از آنجا طلب كند،
«وَ اللَّهُ یَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ» لا رادّ لقضائه و لا ناقض لامره،
خداوندیست
كارگزار، راست كار، پاك داد، نیكو نهاد، كارها پرداخته بحكمت خود، بنیادها
ساخته بعلم خود، حكمها رانده بخواست خود، هر كسى را قسمتى رفته و هر یكى
را بر كارى داشته، چون مى دانى كه بر وى اعتراض نیست و از حكم وى اعراض
نیست بهر چه پیش آید رضا ده كه جز ازین روى نیست، در راه دین منزلى بزرگوار
تر از رضا دادن بحكم وى نیست و یافت كرامت قربت را و سیلتى تمامتر از رضا
نیست.
حسن بصرى روزى بر رابعه عدویه در آمد و آن سیّده عصر خویش عقد
نماز بسته بود، گفت ساعتى بنشستم بر سجاده نماز وى، نگه كردم در دیده راست
وى خارى شكسته دیدم و قطره هاى خون بر رخان وى روان گشته و بسجده گاه وى
رسیده، چون از عقد نماز فارغ گشت گفتم این چه حالست؟ خار در دیده شكسته و
جاى نماز بخون چشم رنگین گشته،
گفت اى حسن بعزّت آن خداى كه این بیچاره
را بعزّ اسلام عزیز كرد كه مرا ازین حال خبر نیست، اى حسن دلم این ساعت بر
صفتى بود كه اگر ممكن شود كه هر محنتى و عقوبتى كه در هفت طبقه دوزخ است
میلى سازند و در دیده راستم كشند اگر دیده چپم خبر یابد دست فرو كنم و دیده
از بن بر كنم.
بحقّ تو، بحق مهر تو، بصحبت تو
كه دیده بر كنم ار دیده در رضاى تو نیست
ترا خوش است كه هر كس ترا بجاى منست
مرا بتر كه مرا هیچ كس بجاى تو نیست
ما را در سایت يكجا نشين دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 163