در بررسی تاریخی علل و عوامل عقب ماندگیها عده زیادی از اندیشمندان , عمده ترین سبب ها را با نگاهی به عوامل درونی بیشتر متوجه این سمت دانسته اند . آنها گفته و میگویند که چطور شد که غربیان و پرتغالیها بیش از پانصد سال پیش با در هم نوردیدن دریاههای سهمگین و با دور زدن قاره ها از راه اقیانوس هند وارد منطقه خلیج فارس شده و نقشه استعمار را ریختند اما در همان حال رهبران سیاسی و حتی بزرگان حوزه های مختلف دینی و فرهنگی ما حتی نمیتوانستند از روی نقشه فی المثل پرتغال را پیدا کنند؟!! آنها نوشته اند که اضمحلال امپراطوری های شرقی و نمونه آن امپراطوری عثمانی نه بدلیل توطئه های خارجی بلکه بدلیل عدم اصلاحات داخلی در ابعاد اجتماعی و اقتصادی و سیاسی این جریان فروپاشی تسریع شده و از این جهت عامل اصلی خود آنها بودند نه همیشه یا صرفا عوامل خارجی ! ...
بایستی ریشه های عقب ماندگی را شناخت تا از راه این شناخت برنامه ها و گامهای بعدی درست و بخصوص مطمئنتر برداشته شود . البته امروزه برای آنکه این کشورها را مودب تر تقسیم بندی کنند به آنها میگویند کشورهای در حال توسعه !!...
اصلا درک این موضوع که آیا ما عقب مانده ایم یا نه خود مساله ایست مهم ! واقعا هستند افراد و شخصیتهای خودکامه و مغروری که هنوز درک نکرده اند که مشکل داشته و واقعا عقب هستند!
تا ما به این درک نرسیم ,کجا میتوانیم در راه توسعه و پیشرفت قدم برداریم ؟! لذا قبل از این موضوع , مهمتر این است که به این بررسی بنشینیم که آیا ما واقعا عمق عقب ماندگیها را درک کرده ایم یا نه ؟
آیا واقعا مغرورانه فکر میکنیم که ما ملتی برتر هستیم و حتی در خصوص اینکه آیا راه ما در جدا شدن از جرگه کشورهای عقب افتاده صحیح هست یا نه هم خود یک مساله ای است که همه این مسائل خود دریچه جداگانه ای از بحث را باز میکند که من البته امیدوارم در جاجای آن در زمان خودش بررسیهایی پیرامون آن داشته باشیم! ...
مثلا بعضی مواقع گفته شده است که ایرانیان از قرن نوزدهم بود که دریافتند از بسیاری از کشورهای دیگر عقب افتاده هستند !
چگونه یک کشور و یا یک ملتی می فهمد که عقب افتادگی دارد ؟!
آیا باز شدن رفت و آمدهای بین المللی در عصر قاجار باعث شده است که آنها فهمیدند که ما عقب افتاده هستیم ؟! ...
قطعا یکی از مهمترین دلایل درک این وضعیت ارتباطات و مراودات و تماس با دیگر کشورهاست و هر چه سطح این تماس و عمق آن بیشتر باشد بهمان نسبت درک آن نیز هم بلحاظ سطحی و هم از جهت عمقی بیشتر خواهد شد. زمانی که درک موضوع یعنی در عقب ماندگی و توسعه نیافتگی شروع شود در واقع از همان زمان است که فکر پیداکردن راه حلی برای آن نیز شروع خواهد شد...
عده ای مات و مبهوت و حیرت زده شده و تنها راه رسیدن به آن را تقلید محض و کامل دانستند. معمولا مترصد وارد کردن جنبه های ظاهری مظاهر پیشرفت بوده اند و در بخش فرهنگی آن تنها شبیه سازی و تقلید صرف در نوع پوشش و آرایش را اخذ کرده اند و متخصص ترهای این گروه خیلی که همت کرده بودند دست در کار ایجاد صنایع مونتاژ شده اند ! ...
گروهی هم تکیه غرب را بر علم و صنعت و تکنولوژی که غالبا از طریق شایسته گزینی و مهیا کردن شرایط پذیرش انسانهای نوآور و نخبه حتی از همان کشورهای عقب مانده که به پدیده ای بنام فرار مغزها شهرت یافته که بدلیل ساختار دیکتاتوری رسمی و سازمانی کشورهای عقب مانده نمیتوانند قدر ببینند و در صدر نشینند ؛ باعث و دلیل این برتری یافتند !
عده ای هم علت العلل این ترقیات را در شیوه و نوع حکومت و کلا با نگاه به سیاست و از جنبه های سیاسی قضیه دیده اند و بدنبال تغییر شیوه حکومت رفتند و همچنین در گسترش و توسعه این دیدگاه اخیر میتوان به جنبه های فرهنگی و حتی مذهبی موضوع نیز پرداخته شود تا برسد به بروز و ظهور دیدگاههایی که نظریات استعماری و تئوریهای وابستگی و ... را مطرح کرده بودند !
با اینهمه واقعیت را در تمامی این زمینه ها میتوان جستجو کرد و تک سبب بینی در این دیدگاه دیگر پایه و مایه چندانی نداشته و هر عامل بجای خود و با وزن خاص خود در این موضوع دخیل و در نهایت سبب بوده است!
در بررسی بیشتر این بخش از بحث و با این تقسیم بندی که در برابر توسعه غرب انجام داده ایم ، باید باین مساله نیز پرداخت که در ایران پاسخ به این سؤال که چرا و بعد هم چگونه ؟ می بینیم که اتفاقا یکی از مهمترین پاسخها و عکس العملها از داخل خود دنیای سرمایه داری غربی پرورانده و با مباحث کارل مارکس غربی و پیگیری آن بوسیله لنین و استالین و ... بروز نموده است .
کارل مارکس دنیای سرمایه داری را سیستم و نظامی معرفی کرد که عامل ترقی اش مکیدن خون پرولتر و کارگر زحمتکش بوده است و شاگردش لنین با امپریالیست خواندن آن سمت و سوی چرایی را در مرحله عمل برای بخشهای وسیعی از جهان مطرح کرد . این موج ایجاد شده در ایران نیز حامیانی پیدا کرد که بعدها با سازماندهی در قالب حزب توده بدوا محبوبیت های زیادی را در بین جامعه دانشگاهی و قشر جوان ایران ایجاد کرده بود . بهت و حیرت و تحسین غرب در این وضعیت و در بین این بخش از جامعه به نفرت تبدیل شده بود . دیگر منطق تقی زاده ها که با نظر کپی برداری محض از غرب و با شعار معروف بایستی از سر تا پا فرنگی شد ، جاذبه خود را از دست داده بود و نشانه روشنفکری در آن عصر در ایران و یا لااقل در بین اقشار مهمی از جامعه تحصیلکرده ایرانی ؛ داشتن دیدگاههای چپ و آیت ترقی خواهی نیز چپ زدگی بود !
در ادامه این بررسی البته نباید از بخشهایی از اقشار جامعه که بیشتر در بین تحصیلکرده های اروپایی رواج داشت نام نبرد که آنها نیز در اردوگاه دیگری دیدگاههای دیگری را ترویج میکردند . اینان شاید همانند تقی زاده شعارشان تقلید میمون وار از غرب نبوده است اما در بررسی و ریشه یابی علل عقب ماندگی عمدا یا غیر عمد همان عللی را جستجو میکردند که در اروپا بر اساس شناسایی آن علل آن مسیر را رفته بودند .
یکی از مهمترین این عوامل را نقش مذهب بعنوان یکی از مهمترین علل عقب ماندگی نامیده بودند و بالطبع خواهان حذف مذهب از متن جامعه و یا لااقل جدایی آن از صحنه عمل اجتماعی و سیاسی بودند . اینان با تاسی کورکورانه از غرب و بدون لحاظ کردن تفاوتهای ماهوی مذهب در غرب و نهاد رسمی مذهب در آنجا که کلیسا بود با مذهب در اینجا که بسیار متفاوت با مذهب کلیسا بود ؛ همچنان خواهان حذف این عامل بعنوان پیش شرط ترقی بودند . نمایندگان چنین تفکری در ایران را میتوان میرزا فتحعلی آخوندزاده ؛میرزا آقا خان کرمانی ؛ احمد کسروی بسیار پرغرض ، علی دشتی و .... دانست !
البته در این خصوص تنها این سکولارها نبودند که با مذهب چنین مخالفتهایی را داشتند و نقش آنرا در عقب ماندگی ایران از نقشهای اصلی می دانستند بلکه گروههای چپ مارکسیستی نیز در این وجه با آنان مشترک بودند . اما تنها تفاوت آنها در ماهیت کار بود ، که یکی با اصل مذهب مخالفتی نداشت و تنها خواهان کنار رفتن آن از صحنه اجتماعی و سیاسی بود و آنرا تنها در امورات فردی دارای مشروعیت می دانست ولی دیگری آنرا افیون توده ها هم میدانست !
البته در این میان نمیتوان عده دیگری را شناسایی نکرد که در کنار آن دو گروه خود بعنوان یک قشر مهم مطرح بودند با این توضیح که آنها مخالف دین نبودند بلکه مخالف اسلام بودند ؛ بلکه آنها مطرح میکردند که تصادفا ایران باستان با داشتن ادیانی مانند زرتشتی و .... و تمسک شاهان ایران به آیین این ادیان بود که بر اوج قله های افتخار ایستادند و بلحاط تاریخی نقطه عزیمت و هزیمت ایران را در عقب ماندگی حمله اعراب بایران قلمداد کرده و آنرا مهمترین علل عقب ماندگی معرفی کرده و هنوز هم میکنند ! ... در صورتی که بین
ما را در سایت يكجا نشين دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 189