وصل آمد و از بیم جدایى رستیم
با دلبر خود بكام دل بنشستیم
وَ مَنْ یَكْسِبْ إِثْماً فَإِنَما یَكْسِبُهُ عَلى نَفْسِه الآیة
اشارت است كه حق جلّ جلاله بى نیاز است از طاعت مطیعان، و پاك است از معصیت عاصیان،
و نه خداوندى وى را پیوندى مى درباید از طاعت مطیعان،
و نه ملك وى را گزندى رسد از معصیت عاصیان.
بنده اگر نیكى كند، و طاعت آرد، تاج كرامتست كه بر فرق روزگار خویش مینهد،
و اگر معصیت آرد، قید مذلّتیست كه بر پاى خویش مینهد: مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها.
وَ مَنْ یَكْسِبْ خَطِیئَةً أَوْ إِثْماً الآیة
هر كه عیب و عار خود بر دیگرى بندد، ربّ العزّة او را على رؤس الأشهاد فضیحت گرداند، و در درجه این كس بیفزاید.
و این عیب و هنر نه در توان و فعل آدمى است، كه آن از درگاه قدم رود، كسى كه بنظافت ایمان و طاعت پاك گشت، از آنست كش در ازل پاك كردند
انما یطهركم تطهیرا
و او كه بنجاست شرك و معصیت آلوده گشت، هم در ازل آلوده گشت، و این حكم بر وى راندند كه: أُولئِكَ الَذِینَ لَمْ یُرِدِ اللَهُ أَنْ یُطَهِرَ قُلُوبَهُمْ.
وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَهِ عَلَیْكَ وَ رَحْمَتُه
منّت است كه ربّ العزّة بر مصطفى (ص) مینهد، و فضل خود بر وى اظهار میكند، و او را در پرده عصمت میدارد، و دست دشمن از وى كوتاه میكند، و بخصائص و فضائل ازلى او را میآراید، و بعلم خصوصیّت میستاید كه:
وَ عَلَمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَم ، قال بعضهم: هو العلم باللَه و بجلاله، و العلم بعبودیّة نفسه و مقدار حاله فى استحقاق عزّه و كماله، و یقال: علّمتك من مكنون اسرارى ما لم تكن تعلم الّا بى لا خَیْرَ فِی كَثِیرٍ
مِنْ نَجْواهُمْ إِلَا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ الآیة
بهینه اعمال بندگان این سه چیز است كه درین آیت قرین یكدیگر است:
صدقه، و معروف، و اصلاح بین النّاس.
و خیریّت درین آیت آنست كه بیك شخص تنها مخصوص نیست، بلكه نفع آن بدیگرى میرسد، و عجب نه آنست كه خود را درى برگشایى، عجب آنست و جوانمردى چنانست كه دیگرى را درى بر خود گشایى.
پیر بو على سیاه قدّس اللَه روحه گفت:
چه آید از آنكه تو خود خوش شوى؟
كار آن دارد كه كسى بتو خوش شود،
و مصطفى (ص) باین اشارت كرده كه
شرّ النّاس من اكل وحده
امّا صدقه بر سه قسم است: یكى بمال، و یكى بتن، و یكى بدل.
صدقه بمال مواسات درویشان است بانفاق نعمت.
صدقه بتن قیام كردنست از بهر ایشان بحقّ خدمت.
صدقه بدل وفادارى است بحسن نیّت و توكید همّت.
اینست صدقه كردن بر درویشان.
و صدقه دیگر است بر توانگران، و آن آنست كه بر ایشان جود نمایى و نیاز خود بر ایشان عرضه نكنى، و امید از مبرّت ایشان باز گیرى، و طمع در ایشان نبندى.
چون این صدقه، و آن معروف، و آن اصلاح در یكى مجتمع شود، سر تا پاى وى عین حرمت گردد، صدف اسرار ربوبیّت، و مقبول شواهد الهیّت شود. نامش بصدّیقى بیرون دهند، و فردا با صدّیقانش حشر كنند. اینست مزد بزرگوار كه ربّ العزّة وعده داد: فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً.
ما را در سایت يكجا نشين دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 148